اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

498

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

و به او گفته شد : اى پيامبر خدا ، توانگرى چيست ؟ گفت غداء و عشاء ، « خوراكى براى بامداد ، و خوراكى براى شب . » و گفت : من سال عن ظهر غنى جاء يوم القيامة بوجهه كدوح يعرف بها ، « كسى كه با داشتن و بىنيازى سؤال كند ، روز رستاخيز بارويى خراشدار بيايد كه بدانها شناخته شود . » گفتند : اى پيامبر خدا ، بىنيازى چيست ؟ گفت : قوت ليلة او قوت يوم ، « خوراك شبى يا خوراك روزى . » و حكيم بن حزام از او سؤال كرد ، پس به او بخشيد و چنين گفت : ان هذا المال خضر [ 1 ] فمن اخذه بطيب نفس [ 2 ] بستر [ 3 ] بورك له فيه ، و من اخذه باشراف [ 4 ] لم يبارك له فيه ، فكان كاكل ياكل و لا يشبع ، « همانا اين مال زيبا و دلربا است ، پس هر كه آن را با خوش نفسى بگيرد ( بستر [ 5 ] ) براى او با بركت باشد ، و هر كس آن را از روى حرص بگيرد در آن بركت نيابد و چون خورنده اى باشد كه مىخورد و سير نمىشود . » و انصار نيز از او سؤال كردند ، پس چيزى از او نخواستند مگر آنكه بانها بخشيد تا هر چه را نزد او بود بردند ، سپس گفت : اما بعد يا معشر الانصار ، ما يكن عندنا من خير فلن اؤخره عنكم ، و انه من يستغن يغنه الله ، و من يستعفف يعفه الله ، و من يصبر يصبره الله ، و لن يعطى عبد افضل و لا اوسع من الصبر ، « اما بعد اى گروه انصار هر مالى كه نزد ما باشد آن را از شما دريغ نخواهيم داشت ، و البته هر كه بىنيازى ورزد خدا بىنيازش كند ، و هر كه پارسايى كند ، خداى پارسايش دارد ، و هر كه شكيبايى كند ، خداى بر شكيبايى ياريش دهد ، و هرگز به بنده اى بهتر و گشاده تر از شكيبايى داده نشده است . » و گفت : من يضمن لى خلة اضمن له الجنة ، « كسى كه يك خصلت را براى من ضامن شود ، بهشت را براى او ضامن ميشوم . » پس گفته شد : اى پيامبر خدا ، آن خصلت

--> [ 1 ] ل ، ب : حلو ، اسد الغابه ج 2 ص 41 : خضرة حلوة . [ 2 ] اسد الغابه : بسخاوة نفس . [ 3 ] ل ، ب : بشير . [ 4 ] اسد الغابه : باشراف نفس . [ 5 ] ترجمه اين كلمه در اينجا دانسته نشد .